در پاسخ به نامه اي و پرسشي
بايد دانست كه ذات پرسشگري Ùˆ خرد ورزي امر مطلوب Ùˆ مباركي است . ما به واسطه انسان بودنمان خردورزيم Ùˆ وجه تمايز ما از ديگر موجودات همين است . اما بسادگي مي توان درياÙ�ت كه خرد ما به تنهايي خود گاه گاه خطا هم دارد . Ú¯Ù�ته ايد جواني را مي شناسيد كه گويا به راهي ديگر در اÙ�تاده است غير از راه ديني . Ùˆ Ù�لسÙ�Ù‡ نيز ØŒ آبي بر آتش جستجويشان نياÙ�كنده اند . باري ØŒ اين آدمي است Ùˆ اين روزگار او . ما خواهنده ايم Ùˆ جوينده . بايد راه برويم ويرويم . ØØ±Ù� زياد است . نوشته ها Ùˆ Ú¯Ù�ته ها زيادند . اما ØŒ همه چيز اگر باشد نقطه آغازين من اينجاست كه : من انسانم ! لااقل مي دانم كه وجودي عقلاني دارم . سواي ساير موجودات ! پس Ú†Ù‡ بايد كرد؟ بايد به ØØ³Ø¨ تامل عقلاني ØŒ Ùˆ هنوز بدون توجه به دين Ùˆ مذهب ØŒ انساني متعادل باشم . زود قضاوت نكنم . به اÙ�راط Ùˆ تÙ�ريط نروم . من كه تا هر كجا كه بخوانم مي دانم كه هنوز نادانم . پس سر در كمند « اين » نكنم Ùˆ بدان ديگري بي ØØ±Ù…تي ننمايم . ميداني ! Ø§ØØªØ±Ø§Ù… گذاشتن به آراء Ùˆ عقايد ديگران خيلي مهم است . زيرا با انسان طرÙ� هستي . ØØªÙŠ Ø¨Ø§ÙŠØ¯ ØØ±Ù…ت گياهان Ùˆ ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª را هم رعايت كرد . سهراب سپهري مي گويد : خوشا به ØØ§Ù„ گياهان كه عاشق نورند . شمس تبريزي كه ميداني اسرار در دل داشت Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ مباركي از تجربت هاي عرÙ�اني ØŒ Ù�رموده بود: كاÙ�ران را دوست مي دارم ØŒ زيرا در ادعايشان صادق اند . اين امر مباركي است . ببينيد ØŒ شمس Ù†Ú¯Ù�ت امر به لعن Ùˆ Ù†Ù�رينشان مي كنم . شمس يك نيمه مثبت در آنها ديده بود ØŒ همان را بيان كرد. اين نكته است : تعادل در قضاوت ØŒ رÙ�تار Ùˆ انديشه ! زود به خشم آمدن Ùˆ زود قضاوت كردن درست نيست Ùˆ اگر من اكنون بگويم Ù�لان پيامبر را بر Ù�لاطون ( كه در برخي از Ø§ØØ§Ø¯ÙŠØ« شيعي از امام جعÙ�ر صادق (ع) پيامبرش خوانده اند) مزيتي نيست Ùˆ Ù�لاطون از او برتر است . تو بايد بپرسي : آه به Ú†Ù‡ نكته جالبي رسيده اي . آيا مي تواني نكته هاي تÙ�اضل Ù�لاطون به آن پيامبر را Ø´Ø±Ø Ùˆ تÙ�ضيل كني ØŸ راستي آيا تو همه آثار Ùˆ اسرار اين دو شخص را برخوانده اي كه به نتيجه رسيده اي يا خير ØŸ مي داني چنين قضاوتهايي كار ساده اي نيست . دموكرات بودن در قضاوت كردن مهم است . كسي نمي تواند بزرگي Ù�لاطون را انكار كند . اما لااقل براي قضاوت كارهاي علمي ØŒ اجتماعي ØŒ ووو دو طرÙ� بايد به انديشه اي صØÙŠØ نقد شوند . آن وقت نتيجه گيري شود . ØØ§Ù�ظ Ù�رموده است : نقد ها را بود آيا كه عياري گيرند ØŸ
كتابهاي امثال مطهري Ùˆ شريعتي ØŒ كه هر دو از طيÙ� عالمان Ùˆ پژوهندگان بوده اند ØŒ مورد Ø§ØØªØ±Ø§Ù… انساني است كه در يك خردورزي منصÙ�انه به آراء مختلÙ� Ø§ØØªØ±Ø§Ù… مي گذارد . من Ú†Ù‡ مي دانم ،آيا هيچ پاره هايي از ØÙ‚يقت نزد اين دو Ù…ØÙ‚Ù‚ ياÙ�ت نمي شوند ØŸ چرا ! با اندك تاملي چرا ! Ú¯Ù�ت : آنچه ياÙ�ت مي نشود آنم آرزوست .بنابر اين اگر من به دنبال ياÙ�تن ØÙ‚يقت از ميدان تØÙ‚يق Ùˆ تÙ�ØØµ باشم بايد رعايت Ø³Ø§ØØª Ù…ØÙ‚قان را نيز بنمايم هر چند كه مي توانم نگاه نقادانه نيز بر آنها داشته باشم كه اگر نقد نباشد ØÙ‚يقت دانايي نيز از ميان مي رود . انديشه Ù�لسÙ�ÙŠ روز گار امروز غرب به انديشه نقاد Ø§ØØªØ±Ø§Ù… مي گذارد ØŒ چرا كه نگاه نقاد، بيان كننده كاستي ها Ùˆ نيازها ÙŠ يك اثر است . نقد براي ØµÙ„Ø§Ø Ùˆ سداد است .
روش قرآن به عنوان يك كتاب ديني ØŒ اطلاع رساني بر همه مردم است ØŒ بيشتر از همه ØŒ جماعتي كه انديشه ورزند . شايد ابتدا Ù†Ù�هميم اما قرآن خيلي بر خرد ورزان Ø§ØØªØ±Ø§Ù… مي نهد . آيه ها را بخوانيد ØŒ مي گويد : مگر انديشه كنند !
Ú¯Ù�تم كه آدمي انديشه ورز است Ùˆ دستور ØµØ§ØØ¨ دين براي پذيرÙ�تن دين ابتدا خرد ورزي درباره آن است . اگر لازم است درباره چيزي شك كنيم بهتر است كه در ابتدا شك كنيم ØŒ بعد درباره آن يقين كنيم اگر به يقين رسيديم بي هيچ شبهه اي بدان پايبند شويم . يقين آوردن به چيزي ØŒ بي پرسش گري Ùˆ خردورزي درباره آن چيز يقينا ره به جاي مباركي نخواهد برد . چقدر ايمان تقليدي در ميان ما نهÙ�ته است ØŸ آيا اين گونه ايمانها در برابر طوÙ�انها Ùˆ موجها باقي مي مانند Ùˆ مقاومند ØŸ گيريم كه مقاوم باشند باز هم مقاومتشان از سر آگاهي نيست . مولانا Ù�رموده است : خلق را تقليدشان بر باد داد . Ùˆ قول دهخدا به ايمانهاي اين چنين اين است : شك نياوردگان كرده يقين ! اين يقين Ùˆ باور چندان ارزش معرÙ�تي ندارد . اصلا به قول علي بن ابي طالب پيامبران براي اØÙŠØ§ÙŠ Ø¹Ù‚ÙˆÙ„ مردم آمده اند . خواسته اند، بگويند شما بايد انديشه ورز باشيد . من در همين وبلاگ مقاله درباره دين Ùˆ خرد ور زي نوشته ام .داستاني در آنجا از مرØÙˆÙ… ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نقل كرده ام كه مي گويد :
ببينيد ! نكته در به چالش كشيدن انديشه براي رسيدن به ساØÙ„ÙŠ است كه اگر در آنجا هر Ú†Ù‡ ØÙŠØ±Øª كني خوش است . پيامبر Ù�رمود : رب زدني تØÙŠØ±Ø§ Ù�يك !
ØØ§Ù„ا يك نكته ديگر هست : چالش در جواني براي دانستن Ùˆ Ù�هميدن امر مباركي است كه زيباتر از آن چيزي نيست . اما مقيد بودن به آداب تØÙ‚يق هم ضرورت دارد . اÙ�راط Ùˆ تÙ�ريط امور را ضايع مي كند . Ùˆ اما جناب نيچه : پوشيده نيست كه نيچه داراي آثار متعددي است . Ùˆ انصاÙ�اً اهل Ù�لسÙ�Ù‡ ØŒ قلم Ù�لسÙ�ÙŠ او را جزو يكي از قلم هاي صعب Ù�لسÙ�ÙŠ ØŒ مانند هيدگر مي دانند . هر چند كه بر خلاÙ� اينها ØŒ پاپر از نوشتاري معمولي بهره مي گرÙ�ت . ØØ§Ù„ا كه مي خواهيم از كوچه هاي انديشه نيچه بگذريم بايد بدانيم كه او در نوشته هاي خود به دنبال ابر انسان است.
ا
